«بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء


آنچه در ادامه می‌خوانید، چکیدهای از مباحث تفسیری آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری درباره سوره مبارکه فتح است که در چهارده مقاله خلاصه شده‌اند. اینک مقاله چهارم پیش روی شما است که ویژه تفسیر آیات ۸ و ۹ سوره فتح می‌باشد.

از شاخصه‌های بارز رویکرد تفسیری ایشان، کاوش در پیوند لایه‌های معنایی آیات است؛ به گونه‌ای که با یاری گرفتن از روایات اهل‌بیت (ع)، نسبت میان معنای ظاهری و باطنی آیات را روشن می‌سازند. همین نگاه، باعث شده بسیاری از برداشت‌های ایشان، بدیع و برای مخاطب تازه باشد.

در این مجموعه، کوشیده‌ایم برجسته‌ترین محورهای بیانات استاد را برگزینیم و در مواردی، با ارائه نمونه‌ها یا نکات تکمیلی، خوانش بهتری از مطالب فراهم آوریم. با این همه، تلاش ما آن بوده که پیکره اصلی مفاهیم، بر اساس گفتار ایشان، عیناً حفظ شود.

نهایتاً اینکه، امیدواریم این گفتار برای شما گره‌گشا و الهام‌بخش باشد.
 
شما می‌توانید مقاله قبلی را از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
همچنین می‌توانید بعد از اتمام این مقاله، ادامه مطالب را در مقالات بعدی از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
نمای کلی
تفسیر آیات ۸ و ۹ سوره فتح
الف- معنای شاهد بودن پیامبر با کمک آیات سوره بلد
۱- عَیْنَیْن (دو چشم بینای عالم):
۲- لِسَان (زبان گویای وحی):
۳- شَفَتَیْن (دو لبِ تکمیل‌کننده):
۴- پیوند بین آیات سوره بلد با مأموریت پرچمدار فتح
ب-  مأموریت مؤمنین در برابر پیامبر
۱- تجدید ایمان متناسب با فتح ایجاد شده
۲- تعزیر؛ نصرت مقتدرانه
۳- توقیر؛ نشاندن عظمت خدا در جان‌ها
۴- تسبیح مستمر؛ پاک دانستن خدا و رسول

در آیه ۸ و ۹ سوره فتح خدای متعال برخی از صفات و ویژگی‌های رسول الله که امام این فتح هستند را معرفی می‌کند؛ اگر ما این رسول الهی را به درستی نشناسیم نمی‌توانیم در مسیر فتحی که برای او گشوده شده با او همراهی کنیم؛ همچنان که کسی که امام حسین (ع) را به درستی نشناسد نمی‌تواند در عاشورا امام را همراهی کند. حال ببینیم در این آیات به چه نکاتی درباره وجود نبی مکرم اسلام (ص) توجه داده شده است. خدای متعال در آیات ۸ و ۹ سوره مبارکه فتح می‌فرماید:
 
«إِنّا أَرسَلناکَ شاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذیرًا *‏ لِتُؤمِنوا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ وَتُعَزِّروهُ وَتُوَقِّروهُ وَتُسَبِّحوهُ بُکرَةً وَأَصیلًا»
ما تو را شاهد و بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم. تا [شما ای مؤمنان!] به خدا و رسولش ایمان آورید و او را یاری کنید و بزرگش بدارید و او را بامداد و شامگاه، تسبیح گویید.
 

الف- معنای شاهد بودن پیامبر با کمک آیات سوره بلد

در مباحث قبلی روشن شد که فتح مطرح شده در این سوره، اولا یک مسیر است و ثانیا یک مسیر پر ابتلاء و پر حادثه است. در چنین مسیری، وجود مقدس نبی‌اکرم (ص) تنها یک مبلغ ساده نیست، بلکه «شاهد» است: «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا». شاهد یعنی کسی که بر مسیر پیش رو اشراف دارد؛ ما در زندگی عادی دنیا با کسی که راه را نمی‌شناسد حاضر به سفر نمی‌شویم، بعد چگونه بخواهیم با پیامبری که قرار است ما را در کل دنیا و آخرت و بعد هم بهشت رهبری کند، همراه شویم اگر او شاهد و آگاه به این مسیر نباشد؟ از این رو خداوند در این آیه با شاهد بودن پیامبر تأکید کرده است.
 
در تبیین مقام «شاهد» که نخستین و کلیدی‌ترین صفت پیامبر در آیه هشتم سوره مبارکه فتح است، باید دانست که این مقام، فراتر از یک نظارت ظاهری است. شاهد در این تدبیر غیبی، به معنای کسی است که بر تمام پیچ‌ و خم‌های مسیر، باطن حوادث و انتهای جاده اشراف کامل دارد. پیامبر اکرم به عنوان شاهد، نه تنها بر اعمال ظاهر، بلکه بر نیت‌ها و استعدادهای قلبی امت گواه است و دستش به خزائن غیب الهی متصل است.
 
برای تبیین دقیق‌تر این مقام شهود و ابزارهای الهی که در اختیار پیامبر و جریان ولایت قرار گرفته، می‌توان به آیات سوره مبارکه «بلد» نگاهی انداخت. در این سوره، خداوند پس از سوگند به چند امر مهم، از لزوم عبور از «عقبه» یا همان گردنه‌های سخت زندگی سخن می‌گوید و می‌فرماید که ما امکانات لازم را برای این عبور به انسان داده‌ایم، از جمله:
 
«أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ * وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ * فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ و یک زبان و دو لب؟ و او را به دو راه خیر و شر هدایت نکردیم؟ پس چرا از آن گردنه سخت عبور نکرد؟
 
در معنای ظاهر که درست هم هست این آیات به اعضای بدن انسان اشاره می‌کنند، اما اگر «مسیرِ دارای گردنه‌های سخت» را همان «مسیر هدایت» بدانیم، این آیات معنای باطنی و دقیق‌تری پیدا می‌کند که در روایات نیز به آن اشاره شده است:
 

۱- عَیْنَیْن (دو چشم بینای عالم):

وجود مقدس پیامبر اکرم مقصود از «عینین»، شخص رسول‌الله (ص) است. ایشان دو چشم بینای عالم هستند:
  • چشمی برای مشاهده ملکوت و غیبِ عالم
  • چشمی برای مشاهده ظاهر و دنیا
پیامبر هم در محضر خدا است و هم در میان خلق؛ او انتهای مسیر را می‌بیند و می‌داند که چگونه صلح حدیبیه به فتح مبین و در نهایت به ظهور منتهی می‌شود.
 
در واقع خدای متعال می‌فرماید ما این دو چشم بینا را برای شما مردم فرستادیم تا در جاده‌های مه‌آلود تاریخ، راه را گم نکنید. اگر به این چشم ایمان بیاورید و با او همراه شوید، شما هم اهل شهود می‌شوید و می‌توانید در حد ظرفیتتان حقایق پشت پرده حوادث را ببینید. در واقع، تکلیف و مسئولیت ما از همین‌جا آغاز می‌شود؛ چون عنصر بینایی که رسول گرامی اسلام است در میان ما آمده، دیگر عذری برای کور ماندن و از راه بازماندن نداریم و از این رو خدای متعال سؤال می‌کند که چرا از این گردنه عبور نمی‌کنید.
 

۲- لِسَان (زبان گویای وحی):

شهود پیامبر و آنچه ایشان در غیب عالم مشاهده می‌کنند، نیازمند تبیین و اظهار است. «لسان» در این آیات، به امیرالمؤمنین علی (ع) تأویل شده است. اگر پیامبر آن چشمی است که حقایق را می‌بیند، امیرالمؤمنین آن زبان گویایی است که آن شهود را برای امت ترجمه و ابراز می‌کند. بدون این زبان، اسرار غیبی که پیامبر شاهد آنها است، در عالم مکتوم می‌ماند. ولایت امیرالمؤمنین، زبان گویای نبوت در تمام اعصار است.
 

۳- شَفَتَیْن (دو لبِ تکمیل‌کننده):

امام حسن و امام حسین برای اینکه کلام از زبان جاری شود و معنا کامل گردد، وجود دو لب ضرورت دارد. در این طرح الهی، «شفتین» به امام حسن مجتبی و امام حسین (ع) تأویل شده است. اسرار نبوت و حقایق فتح مبین، با وجود این دو بزرگوار در تاریخ آشکار شد.
 
اگر این دو امام بزرگوار و اقدامات ایشان مانند حماسه عاشورا و صلح امام حسن نبود، آن شهود نبوی و تبیین علوی به ثمر نمی‌نشست و راه برای امت باز نمی‌شد. این هدات معصومین هستند که با فداکاری خود، باطن راه را در عالم ظاهر کردند.

 
 

۴- پیوند بین آیات سوره بلد با مأموریت پرچمدار فتح

وقتی خداوند در سوره فتح می‌فرماید: «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا»، یعنی ما تو را با این تشکیلاتِ شهود (چشم، زبان و لب) فرستادیم. پیامبر به تنهایی یک فرد نیست، بلکه یک «جریان بینایی» در تاریخ است. او شاهد است، چون این دو چشم (شهود خود حضرت) را دارد. او مبشر و نذیر است، چون این زبان و لب (ولایت ائمه) را دارد تا بشارت‌ها و انذارها را به عمق جان‌های امت برساند.
 
نتیجه این که اگر ما از آن گردنه سخت (عقبه) عبور نمی‌کنیم، نه به خاطر کمبود امکانات، بلکه به خاطر پیوند نخوردن با این جریان شهود است. خدای متعال در سوره بلد می‌پرسد: «چرا با وجود پیامبر (چشم بینا)، علی (زبان گویا) و حسنین (لب‌های وحی)، باز هم در محاسبات مادی خود درجا می‌زنید و به طرح الهی سوءظن دارید؟
 
بنابراین، شاهد بودن پیامبر به این معنا است که او به همراه خلفای بر حقش، تمام جاده را برای ما نورافکن انداخته‌اند. همراهی با این پرچمدار، یعنی گره زدن چشم و زبان و قلب خود به این کانون‌های الهی، تا در تلاطم‌های زمانه، نه دچار شتاب‌زدگی شویم و نه در وادی مخلفین جا بمانیم. غنیمت واقعی این فتح، رسیدن به مقامی است که انسان با چشم پیامبر ببیند و با زبان امام سخن بگوید و در مدار ولایت آن‌ها، با آرامش (سکینه) به سوی قله‌های بندگی حرکت کند.


 
 

ب-  مأموریت مؤمنین در برابر پیامبر

بعد از آن که خدای متعال از فتح مبین برای پیامبر و همراهان او خبر داد و از ویژگی‌های مهم رسول برای ولایت و رهبری امت در مسیر فتح سخن گفت، مؤمنان را خطاب قرار داده و چهار وظیفه مهم در این باره برای آنها معین می‌فرماید:
 
«لِتُؤمِنوا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ وَتُعَزِّروهُ وَتُوَقِّروهُ وَتُسَبِّحوهُ بُکرَةً وَأَصیلًا»
تا [شما ای مؤمنان] به خدا و رسولش ایمان آورید و او را یاری کنید و بزرگش بدارید و او را بامداد و شامگاه، تسبیح گویید.
 

۱- تجدید ایمان متناسب با فتح ایجاد شده

نخستین گام، «ایمان به خدا و رسول» است. این ایمان، یک باور ذهنی صِرف نیست؛ بلکه یک «اعتماد همه‌جانبه» به طرح رسول الله (ص) است. ایمان یعنی پذیرش اینکه راه نجاتی جز این مسیر وجود ندارد. پیامبر آمده تا بابی را به سوی غیب بگشاید که پیش از او بر روی بشر بسته بود. ورود به این باب، نیازمند «حسن ظن» مطلق به طرح الهی است.
 
امروزه که ما تجربه‌های مشابهی در دوران معاصر مانند جنگ با آمریکا داشته‌ایم، این نکته بهتر برای ما قابل درک است. ولی خدا بر اساس حجتی که بین خود و خدا دارد و بر اساس شناخت دقیق استکبار، بارها تذکر می‌داد که مستکبران عالم به دنبال رسیدن به توافق نیستند، آنها به دنبال تحمیل خواسته‌های خود به ملت ایران هستند و تنها راه نجات مقاومت و قوی شدن است، نه به دنبال توافق بودن و یا جلب رضایت آنها. امروز این حقیقت با تجربه های بسیار گرانی برای ملت ایران به دست آمد.
 
ما در این دوران صداهای مخالف با طرح ولی فقیه زمان را شنیدیم و چه بسا گاهی آنها را بیشتر از طرح ولی فقیه پسندیدیم؛ در زمان رسول الله (ص) نیز فضایی مشابه امروز حاکم بوده و عده‌ای در برابر طرح پیامبر زبان به اعتراض می‌گشودند و با سوء ظنی که به تدابیر خدا و رسول او داشتند دل‌های مردم را خالی می‌کردند و نظر عده‌ای از مردم را به خود جلب می‌کردند؛ از این رو خدای متعال می‌فرماید که شما در این صحنه نیاز به تجدید ایمان دارید. اگر می‌خواهید با پیامبر وارد این مسیر فتح شوید، چهار وظیفه مهم دارید که اولین آن ایمان آوردن به پیامبر است.
 

۲- تعزیر؛ نصرت مقتدرانه

هر سه مفهوم تعزیر و توقیر و تسبیح را می‌توان هم در نسبت با خدا معنا کرد و هم در نسبت با پیامبر. «تعزیر» به معنای یاری کردن همراه با قدرت و حمایتِ بی‌دریغ است. امت باید تمام امکانات، مال، جان و آبروی خود را در اختیار طرح پرچمدار قرار دهد تا ابهت کفر شکسته شود. تعزیر یعنی اینکه مؤمن در میدان درگیری، پشتِ پیامبر را خالی نکند. اگر در حدیبیه بیعت رضوان شکل گرفت، برای این بود که مؤمنان ثابت کردند حاضرند تمام هستی خود را برای تقویت جبهه حق هزینه کنند. این نصرت، در حقیقت یاریِ خدا است؛ چرا که پیامبر مجرای قدرت الهی در زمین است.
 

۳- توقیر؛ نشاندن عظمت خدا در جان‌ها

«توقیر» یعنی بزرگداشت و نشاندنِ وقار و عظمت پروردگار در اعماق دل‌ها به واسطه پیامبر. پیامبر مأمور است کبریا و شکوه خداوند را به گونه‌ای در قلب مؤمن بنشاند که دیگر هیچ قدرتی در عالم، در چشم او بزرگ جلوه نکند. وقتی توقیر حاصل شود، مؤمن دیگر در برابر تمدن مادی و قدرت‌های استکباری احساس حقارت نمی‌کند؛ چرا که او عظمتِ بی‌انتهای حق را مشاهده کرده است. توقیر، لرزه بر اندام طواغیت می‌اندازد، چون آن‌ها می‌بینند مؤمنانی تربیت شده‌اند که تنها از خدا می‌ترسند و بس.
 

۴- تسبیح مستمر؛ پاک دانستن خدا و رسول

«تسبیح» به معنای پاک و منزه دانستن خداوند از هر عیب و نقص است. می‌توان این مفهوم را هم درباره خداوند به کار برد و هم درباره رسول الله (ص). در مسیر فتح، سختی‌ها و ابتلائات سنگینی (مانند گرسنگی، ترس و شکست‌های ظاهری) پیش می‌آید.
 
در این لحظات، شیطان وسوسه می‌کند که «شاید راه پیامبر اشتباه باشد» یا «خدا ما را رها کرده است». تسبیح در این‌جا یعنی شهادت دادن به اینکه تمام این ابتلائات، عینِ حکمت و رحمت الهی برای رشد ما است و خدا و رسول او از این سوء ظن‌ها منزه و مبرا هستند. «بُکْرَةً وَأَصِیلًا» (صبح و شام) نشان‌دهنده این است که این بیداری و تسبیح باید در تمام آنات زندگی جاری باشد؛ چه در صبحگاهِ پیروزی و چه در شامگاهِ سختی